۱۰ آبان ۱۴۰۵، ۱۴:۰۴

سندروم جشنواره‌ بازی بی‌قرار

سندروم جشنواره‌ بازی بی‌قرار

نیمه دوم سال در ایران، ایام شلوغی برای برگزاری جشنواره‌ها و رویدادهای سینمایی به‌شمار می‌رود. درحالی‌که فستیوال‌های مطرح غربی در ماه‌ها و فصل‌های مختلف سال برگزار می‌شوند.

به گزارش خبرگزاری مهر، روزنامه فرهیختگان نوشت: نیمه دوم سال در ایران، چندصباحی است که ایام شلوغی برای برگزاری جشنواره‌ها و رویدادهای سینمای به‌شمار می‌رود. درحالی‌که فستیوال‌های مطرح غربی عموماً در ماه‌ها و فصل‌های مختلف سال برگزار می‌شوند و نگاه‌ها را به خود جلب می‌کنند. این تفاوت شاید در نگاه نخست مسئله عادی‌ای و حتی بی‌اهمیت به‌نظر برسد، اما چو نیک بنگریم این اتفاق می‌تواند دریچه ورود به بحثی اساسی و جدی باشد. جشنواره فیلم مقاومت هم در همین روزها برگزار شد. جشنواره‌ای که کار ویژه‌اش پرداختن به مسئله مهمی است اما چند پرسش جدی را با خود به همراه دارد. اما اجازه بدهید موضوع پرداختن به جشنواره مقاومت را از کمی قبل‌تر آغاز کنیم. فصل جشنواره‌های سینمایی به معنای امروزی‌اش پس از جنگ جهانی دوم شکل گرفت و اگرچه ریشه‌های آن به جشنواره ونیز به‌عنوان قدیمی‌ترین رویداد سینمایی جهان بازمی‌گردد، اما الگوی فصلی که امروز می‌شناسیم از دهه ۱۹۵۰ تا ۱۹۷۰ سروشکل پیدا کرد.

بر این اساس، «کن» در بهار، «لوکارنو» و «ونیز» در تابستان، «تورنتو» و «بوسان» در پاییز و «ساندنس» و «برلین» در زمستان برگزار شدند و فدراسیون بین‌المللی انجمن تهیه‌کنندگان فیلم یا همان «فیاپف» (FIAPF) هم مطابق بر همین زمانبندی، نظام اعتبارسنجی فستیوال‌های سینمایی را پدید آورد. در واقع این پراکندگی به زمینه‌ای برای فلسفه پیدایش جشنواره‌ها تبدیل شد تا کشورها براساس آن تقویم سینمایی خود را تنظیم کنند و در برابر هژمونی هالیوود بایستند. از سوی دیگر باید گفت که جامعه حرفه‌ای سینما از فیلمسازان گرفته تا تهیه‌کنندگان، منتقدان، روزنامه‌نگاران، خریداران حق پخش و... محدود است و اگر همه جشنواره‌ها هم‌زمان برگزار شوند، این افراد مجبور به انتخاب شده و بسیاری از رویدادهای مشابه را از دست می‌دهند.

البته این نکته را نیز نباید از یاد برد که تقویم جشنواره‌ها با فصل جوایز جهانی -به‌ویژه اسکار- هماهنگ است. برای نمونه ونیز و تورنتو یکی از ویترین‌های اصلی مراسم اسکار به حساب می‌آیند و جشنواره‌های بهاره‌ای نظیر کن به آثار این فرصت را می‌دهند تا ماه‌ها روی کمپین‌های تبلیغاتی و همینطور اکران بین‌المللی کار کنند. یکی دیگر از دلایل پخش شدن فستیوال‌ها اهمیت به مسئله اقلیمی و زیرساختی است. زمان‌بندی بسیاری از جشنواره‌ها با شرایط آب و هوایی و فصل گردشگری شهر میزبان گره خورده تا زیرساخت‌های شهری توان میزبانی از هزاران مهمان را داشته باشند.

در رابطه با بازار فیلم و استمرار جریان سرمایه هم بهتر است به این نکته اشاره کنیم که فستیوال‌های رده الف تاریخ خود را به‌شکلی تنظیم می‌کنند که با یکدیگر تداخل نداشته باشند تا بتوانند از حضور ستاره‌های سینما، پوشش‌های رسانه‌ای و درنهایت ظرفیت جذب اسپانسر بهره ببرند. در رابطه با جشنواره‌های سینمایی متعددی که در کشور ما برگزار می‌شود اما این رویه مطلقاً جایی ندارد و معمولاً به‌جز جشنواره فیلم فجر و فستیوال فیلم کوتاه تهران زمان برگزاری در بسیاری از موارد در حال جابه‌جایی و تغییر مداوم است. در شش ماه دوم سال ۱۴۰۵ جشنواره فیلم کوتاه تهران، جشنواره فیلم کودک و نوجوان، جشنواره سینماحقیقت، نوزدهمین جشنواره فیلم مقاومت و جشنواره فیلم عمار برگزار می‌شوند و به احتمال زیاد پنجاه‌وپنجمین دوره جشنواره بین‌المللی فیلم رشد نیز در همین ایام برگزار خواهد شد.

رویدادهای سینمایی این‌چنینی در هر مدیوم و فرمتی که هستند باید اثرگذاری‌شان را بر جامعه هدف خود -از فیلم‌ساز گرفته تا مخاطبان- را حفظ کنند و ایده‌شان را به بیرون از مرزهای جغرافیایی ایران تسری دهند. درحالی‌که این اتفاق با تغییر مداوم زمان برگزاری جشنواره‌ها قرار نیست که به این زودی‌ها رقم بخورد. همین مسئله یکی از مواردی‌ است که در کنار تحریم‌ها و همین‌طور غرب‌باوری گردانندگان سینمای ایران باعث ضریب نفوذ پایین فرهنگی ما به‌عنوان یکی از معدود آلترناتیوهای تمدنی غرب در نزد مردم و هنرمندان جهان شده است. پس در نتیجه اهمیت فستیوال‌های داخلی را باید صرفاً در درون مرزهای خود جست‌وجو کنیم، اما سؤالی که در این میان ذهن را به خود مشغول می‌کند این است که با توجه ظرفیت محدود سینمای ما در زمینه تولید و اکران سالانه فیلم، ترافیک بالای جشنواره و مراسم سینمایی چه موضوعیت و دلیل موجهی دارد؟

رقابت با هالیوود جز توسعه و چابک‌سازی ممکن نیست

اگر جشنواره فیلم کوتاه تهران، جشنواره سینماحقیقت و جشنواره بین‌المللی فیلم ۱۰۰ را به دلیل مدیوم متفاوتشان فاکتور بگیریم، هویت باقی فستیوال‌ها (جز جشنواره فیلم عمار) وابستگی تام و تمامی به تولیدات سالانه آثار بلند داستانی و جشنواره فیلم فجر دارند. اواخر دهه نود بود که مشخص شد سالانه حدود ۲ هزار فیلم کوتاه در ایران تولید می‌شوند و در باکس رویدادهای سینمایی داخل و خارج قرار می‌گیرند. بنابراین، ظهور و بروز آن‌ها، حتی اگر صرفاً بخواهند به فیلم‌های داخلی جایزه دهند موضوعیت دارد، زیرا سوای مسائل کیفی و انتقادات موجود در باب تعداد بالای جوایز -که بحق و درست است- میزان تولید آن‌قدر بالاست که به‌خودی خود، وجود جشنواره‌هایی نظیر حقیقت، فیلم کوتاه و صدثانیه‌ای را توجیه می‌کند.

اما ازسوی‌دیگر، وقتی تولید آثار بلند داستانی بین ۵۰ تا ۸۰ در نوسان است، طبیعی نیست که جشنواره‌های متعددی در زمینه‌های مختلف موضوعی در تقویم قرار بگیرند. تازه این مسئله سوای مراسم متعددی است که دست‌اندرکاران انجمن منتقدان، جشن حافظ، جشن سپاس، جشن خانه سینما و... سالانه وظیفه برگزاری آن‌ها را برعهده دارند و برهمین اساس، جوایز زیادی را به خودی‌ها و سینماگران داخلی اهدا می‌کنند. در سال ۱۳۸۱، ۹۱ عنوان فیلم سینمایی تولید شد. این تعداد در سال‌های بعد با نوسانات زیادی همراه شد؛ تا جایی که در سال ۱۳۸۵ تعداد فیلم‌های تولیدی به ۹۲ و در سال ۱۳۹۰ به ۹۷ عنوان رسید.

البته دیری نپایید که با ورود به نیمه دوم دهه ۹۰، افت نسبی در آمار تولیدات سینمایی به چشم خورد. در سال ۱۳۹۵، تعداد فیلم‌های تولیدی به ۸۱ عنوان کاهش یافت و در سال ۱۴۰۱ به ۵۰ عنوان تنزل کرد. البته این امر ممکن است به دلایل گوناگونی از جمله مشکلات اقتصادی در زمینه تولید و تقاضا، پاندمی کرونا و همچنین تغییر سبک زندگی مردم رخ داده باشد، اما مسئله اصلی تداوم برگزاری جشنواره‌ها در نبود خوراک لازم است؛ به‌طوری که کاهش تولید فیلم و اکران تنها چند ده اثر -که اغلب آن‌ها را کمدی‌ها و ملودرام‌های به‌اصطلاح اجتماعی شکل می‌دهند- در سال، عملاً جشنواره‌های موضوعی نظیر «مقاومت»، «شهر»، «کودک و نوجوان»، «رشد» و... را با مشکل مواجه می‌کند و باعث می‌شود مسئولان برگزاری برای پر کردن برنامه‌های خود از آثار کوتاه و مستند مایه بگذارند و بخش‌های جنبی و غیرضروری را به‌منظور گرم نشان دادن تنور رویداد مربوطه گسترش دهند. برای نمونه، در سال ۱۴۰۴ تنها چهار اثر تاریخی و دفاع مقدسی اکران شد و این‌طور به‌نظر می‌رسید که علی‌القاعده نباید جشنواره فیلم مقاومت جایی در تقویم داشته باشد، اما بنا به عادت این اتفاق رقم خورد. این درحالی است که وجود تعداد بالای جشنواره در غرب، خاصه آمریکا کاملاً توجیه عقلانی دارد و به دلیل تولید بالای فیلم جریان طبیعی و عادی‌اش را ادامه می‌دهد.

سینمای آمریکا، بالاخص هالیوود به‌عنوان بزرگ‌ترین صنعت سینمای جهان، سالانه حدود ۵۰۰ تا ۶۰۰ فیلم بلند سینمایی تولید می‌کند که ترکیبی از آثار استودیوهای بزرگ هالیوودی و شرکت‌های مستقل است. اما این حجم از تولید لزوماً به معنای حضور برابر همه آثار در سالن‌های سینما نیست. در واقع، تنها حدود ۵۰۰ تا ۶۰۰ عنوان در سال فرصت اکران سینمایی (چه گسترده و چه محدود) در آمریکا و کانادا را پیدا می‌کنند و تعداد قابل توجهی فیلم دیگر، یعنی بین ۷۰۰ تا بیش از ۱۴۰۰ عنوان در سال‌های اخیر، راهی به پرده نقره‌ای پیدا نکرده و مستقیماً به پلتفرم‌های استریم یا سرویس‌های استریم منتقل می‌شوند. این تحول نشان می‌دهد که استریم به مسیر پیش‌فرض و اصلی برای اکثر تولیدات مستقل و میان‌بودجه تبدیل شده و اکران سینمایی، به‌ویژه برای آثار غیربلاک‌باستری، به یک امتیاز ویژه تبدیل شده است.

از طرف دیگر، ایالات متحده یکی از متراکم‌ترین اکوسیستم‌های جشنواره‌ای جهان را در اختیار دارد. بیش از ۱۰۰۰ جشنواره فیلم رسمی و ثبت‌شده در این کشور فعالیت می‌کنند و اگر جشنواره‌های محلی، دانشجویی، آنلاین، موضوعی و میکروفستیوال‌ها را نیز محاسبه کنیم، این عدد به بیش از ۳۰۰۰ تا ۵۰۰۰ رویداد در سال می‌رسد. با این حال، درصد جشنواره‌هایی که اعتبار بین‌المللی بالایی دارند، بسیار ناچیز و کمتر از یک درصد کل است. جالب آن‌که ایالات متحده با وجود میزبانی برخی از تأثیرگذارترین جشنواره‌های جهان مانند ساندنس، تلوراید و SXSW، هیچ جشنواره‌ای در فهرست رسمی «رده الف» فدراسیون بین‌المللی تهیه‌کنندگان فیلم (FIAPF) ندارد.

این جشنواره‌ها عمدتاً خارج از ساختار بوروکراتیک FIAPF فعالیت می‌کنند و اعتبار خود را به‌صورت مستقل به دست می‌آورند. در نتیجه، از میان هزاران جشنواره‌ی فعال در آمریکا، تنها ۵ تا ۱۰ رویداد در تراز جهانی قرار دارند و مابقی، ماهیت منطقه‌ای، تخصصی یا محلی دارند و بیشتر به‌عنوان سکوی پرتاب برای فیلمسازان نوپا عمل می‌کنند. در نتیجه کاملاً مشخص و مبرهن است که تعداد جشنواره‌های معتبر و غیرمعتبر در آمریکا بالا باشد.

جشنواره؛ امکانی برای جایزه دادن به خودمان!

تفاوت بنیادین در فلسفه برگزاری جشنواره‌های سینمایی ایران و رویدادهای جهانی مانند کن، ونیز، لوکارنو و کارلووی‌واری، خود را به‌وضوح در تعداد جوایز نشان می‌دهد. در جشنواره‌های پرسروصدای اروپایی، معمولاً تنها ده تا دوازده جایزه اصلی اهدا می‌شود تا تمرکز اصلی و اساسی بر دستاورد هنری معطوف شود و تعداد مشخص جوایز، ارزش رسانه‌ای آن را نگاه منتقدان، خوره‌های فیلم و بازارهای جهانی چندبرابر کند. اما در ایران، به‌ویژه در جشنواره فیلم فجر، تعداد جوایز به‌شدت بالاست و اگر تعداد دیپلم افتخار و... را لحاظ نکنیم گاهی به بیش از بیست سیمرغ در بخش‌های مختلف می‌رسد. این پدیده ریشه در ساختار اقتصاد سیاسی سینمای ایران دارد. زیرا جشنواره‌های ما تماماً ماهیتی دولتی دارند و اهدای جوایز متعدد، ابزاری هوشمندانه برای توزیع منابع میان نهادهای مختلف، سینماگران و... است تا از تنش‌های صنفی کاسته شود.

جشنواره‌های الف جهانی بر پایه‌ نظام بازار و پرستیژ بین‌المللی استوارند. آن‌ها نیازی به راضی نگه داشتن بدنه داخلی ندارند و جوایز محدودشان، ابزاری برای ادراک‌سازی، انحصار رسانه‌ای و... ایجاد ذهنیت نسبت به فیلم «خوب» و «بد» است. در سینمای ایران اما، جشنواره قرار است به امکانی برای بازتولید امر فرهنگی و مسائل دیگر ختم شود. این رویکرد نشان می‌دهد سینمای ایران درگیر مدیریت بحران‌های داخلی است و بقای صنعت صرفاً درون‌زای آن (اگر قائل به وجود صنعت سینما در ایران باشیم) از طریق توزیع گسترده مشوق‌های نمادین و مادی تضمین می‌شود. امری که در نهایت از ارزش و اعتبار بین‌المللی این جوایز در چشم بیننده و منتقدان جهانی به‌شدت کاسته است.

کد مطلب 6996165

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • captcha